العلامة المجلسي (مترجم :كمره اى)

8

بحار الأنوار (ج54) (آسمان و جهان) (فارسى)

است كه تركش نكوهش آرد و نكوهش در باره خدا نشدنيست زيرا او در ذات خود كامل است و براى آنچه بيرون از او است نكوهش پذير نيست زيرا هر چه در برون رخ دهد لازم ذات را از ميان نبرد ، دوّم : اگر زيانزدن به ديگرى براى عوض نيكو باشد بايد از ما پسند باشد كه به ديگرى زيان رسانيم و عوض بدهيم و اين نادرست است و ثابت شود كه قول بعوض نادرست است چون اين را دانستى برخى فروعى كه قاضى در اين باب گفته ياد آور شويم . 1 - هر جانورى كه عوضش از خدا بايد كه در دنيا درد كشيده و عوضش را نديده ، بر خداست كه در ديگر سرايش زنده كند و عوض به دو پردازد ، و هر جانور كه چنين نباشد زنده كردنش در خرد بايست نيست جز اينكه خدا تعالى خبر داده همه جانوران را زنده كند و از دليل شرع دانسته شده و گفتيم جانورى باشد كه عوضى نخواهد چون جاندارى كه در زندگى دردى نچشيده و خدايش بىدرد ميرانده چون دليلى نيست كه هر مرگى دردناك باشد و بنا بر اين عوضى نخواهد . 2 - هر جاندارى كه خدا اجازه سر بريدنش را داده عوض اين سر بريدنش بر خدا است و چند بخشند مانند آنكه براى خوردنش كشند و مانند آنكه براى آزارش كشند چون درنده‌ها و گزنده‌ها ، و مانند آنكه به بيمارى آزار ديده ، و مانند آنچه خدايش باركش ساخته و كار كش كارهاى دشوار ، ولى اگر مردم بجاندار ستم كنند و آزارش دهند عوض بر ستمكار است و اگر هم خود بهم ستم كنند عوض بر ستمكار است ، اگر گويند : جاندارى كه بنا مشروع سرش برند عوض بر كيست ؟ جواب اينكه بر سربر و از اين رو پيغمبر صلى اللَّه عليه و إله از سر بريدن جاندار نه براى خوردنش غدقن كرده . 3 - عوض سود بسياريست كه اگر جاندار خرد داشته باشد براى آن جانبازى كند اينست عوضى كه در اينجا بايد . 4 - عقيده قاضى و بيشتر معتزليان بصره اينست كه عوض پايان پذيرد و قاضى گفته اين قول اكثر مفسران است زيرا چون خدا عوض را بجانور پرداخت او را